دوستی وبلاگی و خداحافظی تلخ
اولین بار با مفهوم "نوشت-دوست" (pen pal/pen friend) در کلاس زبان انگلیسی آشنا شدم. همون زمان برام خیلی هیجان انگیز بود که یکی از این دوستان داشته باشم. کسی که فقط از دریچه نوشته با من تعامل داشته باشه. اون زمان چنین امری محقق نشد. اما الان احساس میکنم که از این نوع دوستان کمابیش اطرافم دارم. دوستان وبلاگ نویسی که از خودشون، علایق، ایده ها، دردها، آرزوها و ... میگن و من می خونم. و متقابلا آنچه به نظر من گفتنی است رو میشنوند. در شیوه قدیمی رد و بدل کردن نامه بخشی به پرسشها و نامه های قبلی سپری میشه اما وبلاگ نویسی این بخش رو معمولا نداره. هر کسی مونولوگ خودش رو میگه و همین مونولوگهاست که وبلاگنویس و خواننده رو به هم نزدیک میکنه. هر وبلاگ نویس با خواننده وبلاگش نوعی طرح دوستی میریزه و با هر نوشته اش به دیگران اجازه میده تا بهش نزدیکتر بشن. همان جور که کمرنگ شدن بعضی از دوستی ها آدم رو آزرده خاطر میکنه، ننوشتن یک وبلاگ نویس هم میتونه آدم رو مکدر کنه. نمیشه حکم کرد چون یک روز تصمیم به نوشتن گرفتی تا آخر عمرت باید بنویسی. تصمیم به ننوشتن همون قدر ساده میتونه باشه که تصمیم به نوشتن. نمیشه حکم کرد هیچ وبلاگ نویسی خداحافظی نکنه. نمیشه.
لینک شرتو برداشتم و فیدش رو هم ایضا.
همین جوری هم دوتا عکس شرتو گذاشتم تا عریضه خالی نباشه.


