Showing posts with label مونولوگ. Show all posts
Showing posts with label مونولوگ. Show all posts

Friday, September 2, 2011

مونولوگ - خدا از نگاه شیطان

خدا! همینه؟ خدا! حالا بهت میگم. بذار یه خورده اطلاعات محرمانه در مورد خدا بهت بدم. خدا دوست داره نگاه کنه. اون سر کار میذاره. بهش فکر کن. اون به آدم غریزها رو میده. اون به تو این هدیه خارق العاده رو میده، بعدش چی‌ کار می‌کنه. قسم میخورم که برای سرگرمی‌ خودش، برای مجموعه ی شخصی‌ سوتی‌های عالم، قوانین معارض وضع می‌کنه. این احمقانه‌ترین اتفاق تمام دوران هاست. ببین ولی‌ دست نزن. دست بزن ولی‌ مزه نکن. مزه کن ولی‌ قورت نده. ‌ها ها ها! و وقتی‌ تو این داری از این پات به اون پات می‌‌پری، اون چی‌ کار می‌کنه؟ اون از ته دل کثافتش میخنده. اون یه ازگله. اون یه دیگر آزاره. اون صاحب منزلی که هیچوقت توش نیست. عبادتش کنی‌. هرگز.
من روی این زمین بودم و از همه چیزش خبر دارم از زمانی‌ که همه چی‌ شروع شد. من هر حسی رو که آدم می‌خواست تجربه کنه پرورش دادم. برای من مهم بود که چی‌ می‌خواد و هیچ وقت در موردش قضاوت نکردم. چرا؟ برا اینکه من هیچ وقت پس نزدمش. با وجود همه نواقصش من طرفدار آدم هستم.

Friday, August 19, 2011

مونولوگ - داستان چشم

- یه بار، یادم نمیاد کجا بودم. شاید آمریکای مرکزی. یه جای داغ. کار احمقانه، درآمد کم، محل خطرناک، و آب به قدری متعفن که محلّی‌ها حتا توش نمیشاشیدن. سر و کلّهٔ چند تا مست حرومزاده که قاچاقچی‌های محلّی اجیر کرده بودن توی اتاق هتل پیدا شد. تهدیدم کردن که جر وا‌ جرم می‌کنن. من گفتم: " گوش کنید آقایون، باشه، شما منو تنها گیر آوردید چهار به یک و میخواین منو بکشین، امشب، اینجا، و هیچ روحی‌ توی این دنیا تاریک نمیفهمه من رفتم. اما یکی‌ از شما، یکی‌ از شما، یکی‌ از شما چشمش رو از دست میده. نقطه." سکوت. " تکرار کردم: یکی‌ از شما بدبخت‌های کثافت چشمش از کاسش درمیاد. اینو قول میدم. شاید این چیز کوچیکی باشه وقتی‌ همهٔ جوانب رو در نظر بگیریم اما من موفق میشم، برا اینکه این آخرین کاریه که توی دنیا باید انجام بدم. خوب، حالا بهتره خوب برای آخرین بار به هم نگاه ‌کنین و چند دقیقه بهش فکر کنین.
- بعدش چی‌ شد؟
-خوب، من اینجام، هنوز، بعد همه چی‌.



اضافات افاضات: مرقوم کردم تا یادم نره به جای شل کن لذتش رو ببر، می‌شه جور دیگه هم عمل کرد.

Monday, November 26, 2007

مونولوگ

اگه پاتو از رو دم ما ورداری میبینی که بلدیم باهاش گردو هم بشکنیم.

Saturday, November 24, 2007

مونولوگ


یه وقتی فکر نکنی اونقزه تو کف موندیم که کارمون به طویله و سولدونی کشیده باشه ها.
به مولا لوله اگزوزش شرف داره به اون نانجیبی که بوی دوتا مرد دیگه رو میده.