Sunday, November 4, 2007

روزهای بی خاطره

گلی به جمال دوست نادیده عزیز که احوالی از ما پرسید. خیلی شرمنده شدم. شرمنده تر میشدم اگه این دو خط رو هم نمی نوشتم.

3 ایده از دیگران:

روزهای بی خاطره said...

دشمنت شرمنده رفیق! هر چند این دو خط هم قابل قبول نیستا! ما که نفهمیدیم بالاخره خوبی یا نه! فقط فهمیدیم زنده ای! ;))

موفق و پایدار باشی :))

shnaiaki said...

راستی حالت چطوره؟ :D

Anonymous said...

خیلی بی انصافی، خیلیییییییییییییی.بیشتر از 10 بار اومدیم سر زدیم،وقتی شما احوال ما رو نمیپرسی ، ما هم گمون می کنیم که از یاد بردیمون دیگه.