Thursday, August 13, 2009

به کجا چنین شتابان

قسمت شمالی پارک لاله گوشه دنجی است برای پدربزرگها. پیاده ها را آرام آرام به آخر صفحه می برند و وزیر می کنند. حال که قبحش ریخته است تخته نرد هم بازی می کنند. سر صحبت اگر باز شود سخن از آنچه گذشت و شاه قلعه شده هم به میان است.حرف از قدیم ندیم ها و کافه ها و کاباره ها. نقل از خوشی هایی بود و دیگر نیست.

ابراهیم گلستان در مصاحبه ای که با مسعود بهنود سال 1387 داشت. با چشم تر خاطره ای از ملاقاتش با محمدرضا پهلوی نقل کرد و سخن او را این چنین بازگفت که تا من زنده هستم نمی گذارم شیار کف آلود نصیب این مردم شود.

شیخ حسین انصاری می گفت که قدیم تر ها حرف مردم حجت بود. زمانی که چک و سفته در کار نبود روی تیکه ای کاغذ مینوشتند تقی به نقی 100 تومن بدهکار است و همین کافی بود. یا خودش دینش را ادا می کرد یا فرزندانش. میگفت دروغ بود اما این چنین همه گیر نبود. کلک باز بود اما اصل بر اعتماد بود.

بعد از پخش دادگاه ابطحی فیلمی از گلسرخی بر روی صفحات فیسبوک دست به دست شد. جایی که مخالف، مخالف ماند. دردش را، داستانش را ایستاده در دادگاه نظامی گفت و این اندوه ماند که بر ابطحی چه رفته است که اینگونه از خود بی خود می نماید.

ابراهیم نبوی با نثر خاص خود محاسن هویدا و معایب احمدی نژاد را بر شمرد. برتری ساواک بر اطلاعات حال حاضر را یادآور شد. تغییر وضع روزنامه نگاری مانند مسعود بهنود از آن دوران به این دوران و اینکه حال نمی تواند به خاک مادری اش بازگردد را باز گفت.

کدیور اشاره کرد که در زمان شاه حق برپایی نماز عید غیر دولتی بود اما حالا نیست. قاضی های دادگستری پهلوی آنقدر مستقل بودند که به خود اجازه محاکمه طالقانی را ندهند و دادگاه نظامی عهده دار این امر شود.

هر از چندگاهی بزرگی کوچکی نامداری بی نامی با نشان و نشان طعنه می زند که بازنده بازی هستید. انقلابی که در زمان جنگ سرد و دنیای دو قطبی شعارش نه شرقی و نه غربی و خواستگاهش خیزش آحاد جامعه بود به کجا میرود. آمال مردمش، آنچه 30 سال پیش علیه اش قیام کردند شده است. به فارسی سلیس می گویند تاج را برنداشتیم که جایش عمامه بگذاریم.اگر این تراژدی ملتی است که خودم را از ایشان میدانم. بگویید تا بگریم و اگر کمدی است لبخند تلخی را به صورت بنشانم. هرچه باشد از این بهت بهتر است.

1 ایده از دیگران:

amirmasoud said...

شیار کف الود چیه؟