Friday, May 18, 2007

غذای غیر دانشجویی و بانوان محتمل

بعضی روزهای تعطیل، غذای غیردانشجویی بار میذارم تا خیلی حس ننه من غریبم بهم دست نده. اگه شکل و شمایل کار خوب از کار دربیاد عکس میگیرم که بر همه معلوم بشه من هوا نمیخورم.هفته پیش ماهی درست کرده بودم و دیروز که تعطیل بود لوبیا پلو. از خود تغریف نباشه، آشپزیم بد نیست. یعنی تو آینده میشه رو دیالوگهای زیر حساب کرد:

ماهی مخصوص اکساویچه

- عزیزم مامانم اینها امشب میان خونه ما، میشه از اون لوبیا پلو خوشمزه هات درست کنی.
- چشم خانم.
(خیلی زن ذلیلی)

- من اگه دو روز نباشم از گشنگی میمیری بدبخت.
- آره! حداقل برای دو روز دیگه لازم نیست بعد از خوردن شفته پلوهات بگم خیلی خوشمزه بود عزیزم و خنده های گشاد تحویل بدم
(آهان بذاره بره خونه باباش خودش بعد به غلط کردم میافته)

- نگفتی اون کی بود برات لوبیا پلو درست میکرد.
- #@--*&@___!@^$#
(اوهوی آدم جلو زنش از این حرفها نمیزنه)


- ^&%$__)&&%#!@_(*&^(+
- ...
(هیچ مردی گیر چنین سلیطه ای نیافته)


هیچ دقت کردین تمام دیالوگهای مزخرف رو زنها میگن و من بعضا پاسخی در خور میدن و اصلا هیشکی پیدا نشد که بگه:
عزیزم من این استقلالت رو خیلی دوست دارم.

اضافات افاضات: حالا خوبه یه لوبیا پلو درست کرده این همه به خودش امیدوار شده.

2 ایده از دیگران:

sara said...

خوش به حالت نوش جان عجب چيزی شده

یه مرد امیدوار said...

این پست هم باحال بود و هم خوشمزه.