ما را چه میشود
Powered by ScribeFire.
Powered by ScribeFire.
Powered by ScribeFire.
Powered by ScribeFire.
Powered by ScribeFire.
Powered by ScribeFire.
Powered by ScribeFire.
سوال در باب همجنس گرایان یا همجنس بازان در ایران
پاسخ رییس جمهور فعلی
پاسخ رییس جمهور پیشین
نتیجه گیری با خودتان
برچسب ها: احمدی نژاد, خاتمی, همجنس بازی, همجنس گرایی, یوتیوب
من هر وقت اون پیرهنی که سر آستینش کشیده است و دو دکمه بالا پایین هم داره رو می پوشم، نظرات جهان شمول و پر تمطراقی میدم. احتمالا اگه هر روز بپوشمش بشریت بیشتر از وجود من بهره مند میشه.
شیرنسکافه، نون، کره، پنیر، مربای توت فرنگی، عسل و شکلات اجزای صبحونه استاندارد منه. معمولا آب سیب یا آب پرتقال روی همه اینها میریزم تا راه نفس باز شه. خلاصه که بیشتر شبیه صبحونه مفتی های هتل میمونه که خلق الله تا بلغ الحلقوم پر میکنن یه وقت پولی که دادن حروم نشه. مشغول وبگردی بودم به این پروژه صبحونه -breakfast- برخوردم (اساسا از سبک پروژه های صالح پسنده). هرقدر بالا پایین کردم هیچ بنی بشری یافت نشد که تو ابعاد من صبحونه بخوره و نتیجه گرفتم که تمام اینها یه چیزیشون میشه.
خیلی ها اعتقاد دارن کلیک کردن و پر کردن دادخواست های - اعتراض های - اینترنتی (E-petition) هیچ تاثیری بر هیچ جا نداره. عده ای هم مثال میارن که در مورد نشنال جئوگرافی و خلیج فارس کردیم و دیدید که شد. داستان اعتراض 1.7-1.8 میلیون نفر به دولت تونی بلر و پاسخ رسمی او احتمالا شاخص ترین مثال در این حیطه است.
معتقدم با شرایط فعلی فارسی زبانان موجود در شبکه اینترنت پتانسیل خوبی برای فعالیتهای بین المللی از این دست دارن اما در مورد مسائل داخلی ایران انتظار نتایج جدی گرفتن از این مکانیزم چندان واقع بینانه نیست.
تبلیغ زیر ما رو دعوت میکنه به دادخواست پر کردن و تلاش برای بهبود مسائل پیرامونمون. دیدنش خالی از لطف نیست.
نصرالله خان برد آب توبه سرش بریزه. بزرگتر ندیده به خودش. غریبه باس براش بزرگی کنه.
خبط کردن. اون دختر رو باید برد حموم جهودها بلکم بختش وا شه، یه عقل گردی شب زفاف دختر ناباکره بغل خواب کنه.
گیس بریده ی میون ابرو ندار رو آخه چه به توبه.
خوفت از خدا نمیاد پشت سر بنده اش لیچار بار میکنی.
پاچه ورمالیده رسوای هفت محله است. غیبت نداره. هر لندهوری که خانوم خانوما بهش پشت میکنه سرش رو تو دومن خاله شلیته گلی میذاره.
بعضی ها اسمشو می ذارن سیگار هر روز بهش پک میزنن
یه عده بهش میگن اینترنت، صبح تا شب پاش میشینن
اسمش رو چایی یا قهوه هم گذاشتن طعم تلخشو هر شب می چشن
شاید هم عشق باشه؛ اونی هر روز و شب بهش فکر میکنی و حتی یک لحظه هم تنهات نمیذاره.
شاید برای شما کتاب باشه یا فیلم. خودشون یا ژست روشنفکری با اینها گرفتن. وبلاگ چی؟ خیلی احتمالش زیاده
چه میدونم تریاک و حشیش و جوینت و هزار کوفت زهر مار دیگه هم از همین قماش هستن.
آدمها دوست دارن به یه چیزی عادت کنن. شکلش فرق میکنه اما ذاتش یکیه. ما همه معتادیم. همه خماری میکشیم. خماری عشق، خماری کتاب یا فیلم خوب، خماری خماریه دیگه. نشئه هم میشیم. همه دوستش داریم.
آدم خیلی ساده عادت میکنه اما ترک عادت خیلی سخته.
عین مردن میمونه دل بریدن
اما دل بستن آسونه شقایق
گلی به جمال دوست نادیده عزیز که احوالی از ما پرسید. خیلی شرمنده شدم. شرمنده تر میشدم اگه این دو خط رو هم نمی نوشتم.
- سلام خانوم میتونم وقتتون رو چند ختنه بگیرم.
- خواهش میکنم. رخت من متوحش به شماست.
- میخواستم بدونم شما قصد ازجماع ندارین؟
- من فعلا میخوام به درسم اماله بدم.
- الان مشغول مطالعه چه دروسپی هستین؟
- با دخول تخصصی شروع کردم بعدش به دخول عمومی میرسم.
- پس برای خواستمالی خدمت میرسیم.
- خشتک از ماست.
اضافات افاضات: پس از مطالعه وبلاگ یکی از حضرات اهل فن مهمل گویی، به قصد تفرج چند بیتی نیز ما سرودیم. زیاده عرضی نیست.
مدتی بود تصمیم گرفته بودم به زندگیم سر و سامونی بدم. برای همین چهار چشمی مراقب اوضاع بودم تا هیچ فرصتی رو از دست ندم.
تا اینکه بالاخره دست سرنوشت راه هدایت رو به من نشون داد.
البته اولش اونقدرها هم خوشایند به نظر نمی رسید.
اما نه تنها خوشایند بود بلکه خوان نعمتی بود گسترده.
در همون اولین قرار ملاقات حرفهای اصلی رو زدم.
بر اساس ادله محکمی به این نتیجه رسیدم که من و اون برای هم ساخته شدیم.
به دام افتادم.
چهره حقیقیش رو که دیدم.
عمیقا به فکر فرو رفتم.
بالاخره تصمیم خودم رو گرفتم.
چون رد پا به جا گذاشته بودم گرفتار شدم.
نتیجه گیری پشت کامیونی: دنبالم نیا گرفتار میشی
نتیجه گیری ننه بزرگی: گیس بریده، الهی به زمین گرم بخوره بچه ام رو هلاک کرد
نتیجه گیری فمنیستی: به هیچ کدوم از مردها نمیشه اعتماد کرد همشون قاتل از آب درمیان
نتیجه گیری دین مدارانه: به ساحل لختی ها نرو که با نامحرم بیرون نری که گرفتار نکشی که قتل نکنی که تو زندان ترتیبت رو هر روز ندن. منظور از زندان جهنم میباشد و گرنه ما بهترین زندانهای جهان را داریم.
نتیجه گیری صدا سیمایی: پر واضح هست که قسمت عاشق شدن و کامجویی و ماه عسل و این حرفها به طور کل از داستان حذف شده (شما قبلا متوجه نشده بودید) این امر جهت آسایش شما و اجتناب از پت پت اینترنت زغالی انجام شده است وگرنه ما خودمون دیدیم خیلی هم با حال بود.
تا اونجا که من در جریانم 6 نفر از هویت واقعی اکساویچه که ایده های کوچک من رو می نویسه مطلع هستند. شایان ذکر است که هیچ کدومشون برادر و دخترخاله و دوست دختر و امثالهم نیستند. شاید اگه به اینجا دلبسته نبودم یه وبلاگ دیگه رو شروع میکردم که هیچ کس هویت واقعی ام رو ندونه. اون موقع خیلی راحت تر مینوشتم و دلواپس از این نمیشدم که ممکنه نوشته های من دیگران رو نگران بکنه. حقیقت اینکه که نه میخوام دیگران نگران بشن و نه میخوام کسی نگرانم باشه. هیچ کدوم.
اضافات افاضات: اگر جز افرادی هستید که هویت واقعی من رو میدونید خیلی به دل نگیرید.