Tuesday, October 17, 2006

cool

بعضی از مفاهیم به خصوص صفتها با مصداق هاشون شناخته میشن. برای یه بچه 5 ساله مفهومی مثل هفت خط تقریبا بی معناست اما به مرور زمان با دیدن مصداقهایی مثل اصغر آقا، حاج حسن، کریم جون و ... که توسط دیگران هفت خط تلقی میشن، پارامترهای مشترک بین این مصداقها کشف و با مفهوم هفت خط معادل میشه. در این بین آدمهای کم هوشی مثل شخص شخیص بنده پیدا میشن که هر چقدر مصداق می بینن موفق به کشف مفهوم نمیشن. به عنوان مثال مفهوم cool همونی که مرحوم ارکات با چند تا قالب یخ نشون میداد که همون جا هم من نفهمیدم یعنی یارو خیلی یخه یا خیلی باحاله، از جمله مفاهیمی که هر چی بیشتر مصداق می بینم بیشتر گیج میشن.
من می گم یارو اوا خواهره دیگران معتقدن خیلی coolتشریف داره.
طرف تریپ عمله ها رو داره دوستان بر coolبودنش اتفاق نظر دارن.
خلاصه اینکه من نفهمیدم کول یعنی چی. اینجا هم آدم کول فراوونه. یک نمونه اش در تصویر زیر دیده میشه.

نتیجه منطقی: پایین کشیدن شلوار تا زیر محل خروج گازهای نامربوطه و نمایان شدن حجم عظیمی از شرت با طرح چرخ و فلک و الا کلنگ، یعنی کول.

1 ایده از دیگران:

Abbas said...

سلام
آقا من هم هنوز نفهمیدم کول یعنی چی؟