Sunday, January 8, 2006

آموزش ارتباط دختر و پسر یا چگونه خانم لورا کارتون سورئال ایرانی شد

افزایش دانش در حوزه علوم تجربی از دو طریق مطالعه و آزمایش به دست می آید . مطالعه ، شامل بررسی تجربه ها و آزمایشهای ثبت شده دیگران و بعضا تئوری ها و فرضیه های مربوط به آنها است . بدیهی است که هیچ گاه برای پاسخگویی به پرسشی خاص لازم نیست تمامی آزمایشهای انجام شده توسط گذشتگان تکرار شود و فقط از نتایج آنها استفاده میشود . در حوزه علوم انسانی به واسطه گستردگی متغیرهای تاثیر گذار بر توابع مورد بررسی در اغلب موارد نمیتوان یک حکم کلی که پاسخگوی شرایط تمامی انسانها باشد پیدا کرد به همین سبب عمدتا از علم آمار استفاده می شود و اگر جامعه آماری مناسبی انتخاب شود می توان یک حکم را با درصد درستی نسبتا دقیق به افراد جامعه نسبت داد . در حوزه این علوم نیز انتقال تجربه ها ، آزمایشها و آمارگیری های مختلف از اهمیت ویژه ای برخوردار است . طبیعی است که انتقال این اطلاعات برای سنین مختلف شیوه های گوناگونی می طلبد . اگر یک فرد 20 ساله نداند که چند درصد اتمسفر زمین از اکسیژن تشکیل شده است در زندگی روزمره با مشکلی مواجه نمی شود اما اگر اصول اولیه برخورد با دیگر افراد جامعه ، خانواده و حتی با خود را نیاموخته باشد با معضلات بزرگی رو به رو خواهد شد . به همین دلیل انتقال تجربه ها و آزمایش ها مختلف در حوزه علوم انسانی به افراد جامعه و مخصصوصا افراد خردسال اهمیت ویژه ای دارد . بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی ناشی از عدم آموزش کافی افراد جامعه است .
یکی از تاثیر گزارترین روشهای آموزش به خردسالان و نوجوانان استفاده از کارتون می باشد که افراد کم سن جامعه و بعضا بزرگسالان ارتباط قوی با شخصیتهای آن برقرار میکنند و از همزادپنداری به وجود آمده بین مخاطب و شخصیت کارتونی می توان برای انتقال مفاهیم مختلف از جمله اصول اخلاقی و روابط خانوادگی و اجتماعی استفاده کرد .
شخصیت های کارتونی دوران کودکی موضوعی است که بین همسالان با خاطرات روشن و شفاف یاد می شود و بعضا خاطرات مشترکی از تقلید رفتار شخصیتهای کارتونی بین همسالان پیدا میشود .
یکی از موضوعات حل نشده جامعه فعلی ما ارتباط دختر و پسر می باشد . تناقض جدی بین آنچه توسط حکومت تبلیغ میشود و آنچه در جامعه دیده میشود ناشی از آن است که هیچ گاه آموزش صحیحی حتی توسط خود حکومت در این باره به افراد جامعه داده نشده است . در جامعه ما به آموزش خانواده ها اکتفا شده است و از آنجا که عمده خانواده ها بینش کافی بر این موضوع را ندارند به نصیحتهای کلی بسنده میکنند . همچنین دختر و پسرهایی که با هم ارتباط دارند ، در نخوه برقراری ارتباط ، گسترش و قرار دادن حد و مرز برای آن با مشکل مواجه هستند و بعضا از تجربیات همسالانی استفاده میکنند که خود نیز دانش کافی ندارند .
حذف شخصیتهای دختر در کارتون ها بنا به هر دلیل که صورت گیرد موجب می شود بخشی از مهمترین آموزش هایی که فرد برای زندگی در جامعه نیاز دارند نیز حذف شود و این موضوع ناهنجاری های رفتاری گسترده ای در جامعه به همراه خواهد داشت .

پسری می داند دختری به او رغبت دارد اما دختر از شرایط اجتماعی خاصی برخوردار بوده و بسیار مورد توجه است . در این شرایط رفتار پسر چگونه باید باشد؟ رفتار دختر چطور؟
پاسخ این سوال را عمدتا نمی دانیم و یا پاسخ بسیار کلی خواهیم داشت اما اگر کارتون جزیره
ناشناخته ( سرندپیتی ) به صورت کامل و بدون سانسور پخش می شد احتمالا جوابی با جزئیات کافی در ذهن داشتیم . خانم لورا شخصیتی که هیچگاه توسط کودک ایرانی دیده نشد یک پری دریایی است نیمی انسان و نیمی ماهی . احتمالا با دیدن انسان ، که تشابه زیادی به او دارد به او علاقه مند میشود اما او ملکه جزیره ناشناخته است . این موقعیت خاص مابه ازا های زیادی در زندگی واقعی دارد و پر از آموزش برای کودکان می باشد . آموزشی که از کودک ایرانی دریغ شده است .













مشابه همین داستان است حذف شخصیت دختر در کارتونهای هاچ زنبور عسل و سندباد . داستان هایی که پر از موقعیتها و تلاشهای گوناگون هستند و برخوردهای مقتضی شرایط را آموزش می دهند اما کودک ایرانی آن را یاد نگرفته است .














به همین سیاق اگر به بررسی کارتونها دوران کودکی خود بپردازیم در می یابیم که شرایط آموزش راه حل بسیاری از مشکلات ما در برقراری ارتباط با جنش مخالف در دوران کودکی فراهم بوده است اما از ما دریغ شده است .




13 ایده از دیگران:

Parviz Zahed said...

نکات خوبي نوشته بودي . . . من هم معتقدم به جاي حفظ کردن کشتهاي کريمخان زند و لشکرکشي هاي شاهنشاهان، قوانين راهنمائي و رانندگي و نيز آداب استفاده از قاشق و چنگال رو به برو بچ ياد بدهند فايده بيشتري داره . . .

Anonymous said...

من واقعا موافقم. ارتباط با جنس مخالف مانند غذا خوردن و ... با ید به قشنگترین شکل به انسانها آموخته شود.مرسی از مطالی مفید شما

مانی said...

من 21 سالمه ، اتفاقا دیروز داشتم کارتون The Incredibles رو می دیدم ، حق کاملا با شماست ... برای من واقعا رفتار میان آقا و خانم این فیلم آموزنده بود، این که یک زن و شوهر چه رفتاری باید داشته باشند، حتی تو یه محیط فانتزی، بسیار جالب و آموزنده بود.

خیلی ناراحت شدم وقتی دیدم ، کارتونهایی که تو کودکی دیدم، از سر و تهش زده شده بود.

narges said...

لینک داده شد.
موفق باشین:)

بهار said...

خوب یادمه همش برام سوال بود که این خانم لورا رو چرا نشونش نمیدن؟مگه ه شکلیه ؟ همش هم از مامانمو و خواهرم میپرسیدم و اون طفلکیها . . . اما از هاچ و اون دختره یادم میاد . . . واقعا مسخره است کاش که اسلام ما اینجوری به باد میرفت . . . متاسف کننده است

دستنوشته هاي پسري در حال كما said...

اينجا ايده هاي بزرگيست ، براي آنان كه بينديشند .

پانته‌آ said...

جالب بود و خوندنی و به جا. حتی فکر ميکنم کاش کمی مفصلتر مينوشتيد و موضوع رو بازتر ميکرديد.

Anonymous said...

hi,
that's great.you know i agree with you.but i think we are so better than the new generation.they knew everything from their childhood and there is no limitation for them, but most of them are lost their respect,logic,manner,behaviour.but we had
such a strick limitation and law and we become a good manner adults.so we learn from those childhood movies to love and respect eachother.i knew that there were
a lot of limitation in them but they show us the family life,emotional and helpful creatures,and we had learned from them.we also know the meaning of love and relationship better than this new and impatient generation that they do not know what love is?!!!and they change thier partner easily in 5 seconds,or they have 2,3 or...fake partners instead of long lasting and true one.
in concolusion,i wonder how is miss lora look like in serendipity and i thanks god for thay let us see the serendipity too because she is a girl too.
yours:sara

ghazal said...

dar weblogam be in neveshte link dadam .ba ejaze.

sherry said...

سلام. بسیار حرف های به جایی زدید. در واقع نه تنها رابطه بین زن و مرد ، که جامعه ایران در بسیاری از مسائل دیگر اولیه در زندگی دچار نادانی یا کج فهمی است. یک نمونه ساده رانندگی و قوانین آن هست. در ایران به عمد برنامه بر هر چه جاهل پروردن افراد هست و چون بسیاری از پدران و مادران هم دچار فقر دانش زندگی هستند این روند نادانی به طور مرتب ادامه پیدا می کند. جامعه ایران امروز نیاز به مبارزان تفنگ به دست ندارد، نیاز به کتاب های مفید آموزش و همگیر کردن مطالعه و آموزش پرسیدن دارد. همه مبارزان باید این رو باور کنند. موفق باشید

maryam said...

bavaram nemishe ke too kartone sandbad va haj ham dokhtar boodeh v ama nemididim. :( cheghadr saram kolah migzashtan :(
vali hamish earezoo dashtam khanume lora ro bebinam
merci
movafagh bashid

محمد said...

با سلام
:o
دستت درد نکنه، منو از بیست و پنج سال ناآگاهی بیرون آوردی.
من می گفتم چرا فسمت آخراین سرندپیتی رو هیچوقت ندیدم!!؟
تو کارتون صدایی بزرگ سال هم برای ملکه گذاشته بودن.

محمد اميران said...

سلام از اين كه اين حرفا رو زدي و گفتي و قصد داري به بهبود فرهنگ ما كمك كني ازت ممنونم به نظر من هم ما از خيلي چيزا محروم شديم و دليلش رو همه ميدونن. به نظر من ماها خودمون بزرگ شديم چون كسي نبوده كه به ما بگه چي كار بكن يا نكن وقتي ما رابطه خوبي با دوست دختر خودمون داريم و كاري ميكنيم كه اين ارتباط هر روز بهتر ميشه فقط و فقط به خودمون بستگي داره و كسي چيزي به من نگفته دل كل از شما ممنونم